خیلی از کسب وکارها قبل از اینکه بازارشان را بشناسند، روی محصولشان سرمایه گذاری می کنند و بعد تعجب می کنند که چرا نتیجه نگرفتند. حقیقت این است که محصول خوب به تنهایی کافی نیست؛ مهم این است که آن را بر اساس نیاز واقعی مردم بسازی. همان چیزی که بعد از یک تحقیق درست به آن میرسی. اگر از من بپرسی اولین قدمِ جدی هر تیمی چه باید باشد، می گویم خدمات تحقیقات بازار؛ نه به عنوان یک هزینه ی اضافه، بلکه به عنوان نقشه ی راهی که جلوی خطاهای پرهزینه را می گیرد.
خدمات تحقیقات بازار دقیقاً چه کاری برایت می کند؟

بهترین نقطه ی شروع، شنیدن است، نه گفتن. ما اغلب قبل از پرسیدن، جواب را از خودمان میدانیم؛ اما بازار آنقدرها هم قابل پیشبینی نیست. همینجاست که خدمات تحقیقات بازار به دادت میرسد؛ تا تصمیمت بر پایه ی داده باشد، نه حدس. یک سرویس درست، کل مسیر را با تو می آید؛ از طراحی سؤال مناسب، تا جمع آوری اطلاعات، تحلیل و در نهایت پاسخ دادن به همان سؤالی که در ابتدا داشتی. ارزش این خدمات در تفسیر دادههاست، نه فقط در اعداد خام.
مشاوره تحقیقات بازار برای چه کسانی لازم است؟
کسی که سالها روی کسب وکارش زحمت کشیده، معمولاً اول به تولید فکر میکند و آخر سر به تحقیق. اما وقتی آنقدر درگیر کار هستی که نمیتوانی بیطرفانه به بازار نگاه کنی، به یک نگاه بیرونی نیاز داری. این دقیقاً همان چیزی است که در جلسات مشاوره تحقیقات بازار اتفاق می افتد؛ یک نفر کنارت می نشیند، سؤال هایت را می شنود و نقشه ی راه نشانت می دهد. نه اینکه فقط بگوید «تحقیق کن»، بلکه می گوید کدام تحقیق به کارت می آید، با چه روشی و با چه بودجهای. برای تیمی که تازه می خواهد بازارش را بشناسد، همین شروع، تفاوت بین پول هدر دادن و سرمایهگذاریِ درست است.
تحلیل رقبا؛ نیمه ی گمشده ی ماجرا

شناختن مشتری فقط نیمی از راه است؛ نیمه ی دیگر، رقیب توست. شاید محصولت عالی باشد، اما اگر رقیب جایی در ذهن مشتری برای خودش باز کرده باشد، کارت سخت می شود. اینجاست که تحلیل رقبا وارد می شود؛ یعنی فهمیدن اینکه دیگران چه میکنند، کجا ضعیف اند و کدام نقطه از بازار واقعاً خالی مانده است. تحلیل واقعی، فقط چک کردن قیمت رقیب نیست؛ یعنی فهمیدن اینکه رقیب چه وعده یی به مشتری می دهد، چه مشکلی را حل می کند و مشتری ها درباره اش چه نظری دارند. با این اطلاعات، تصویر بازار برایت شفاف و شفافتر میشود.
این سه تا، در واقع یک مسیرند
شاید به نظر برسد خدمات، مشاوره و تحلیل رقبا سه کار جدا از هم هستند، اما در عمل یک زنجیره اند. اول مشاوره تحقیقات بازار می گوید تمرکزت کجا باشد، بعد خدمات تحقیقات بازار داده ها را برایت جمع می کند و در نهایت تحلیل رقبا نشانت می دهد که جای خالی بازار کجاست. هر کدام از اینها به تنهایی هم مفید است، اما وقتی کنار هم باشند، نتیجه ی واقعی میدهند؛ تصمیمهایی که دیگر بر اساس گمان نیست، بلکه بر اساس شناخت است.
خلاصه
بازار، برخلاف اسم خشک اش، موجودی زنده است که مدام تغییر می کند. شناختنش زمان، روش و صبر می خواهد. سه کلید مهم در این مسیر، خدمات تحقیقات بازار برای جمع آوری داده ی درست، مشاوره تحقیقات بازار برای انتخاب بهترین مسیر و تحلیل رقبا برای پیدا کردن فرصت های خالی بازار است. اگر این سه را کنار هم داشته باشی، دیگر به حدس وگمان تکیه نمی کنی. کسی که جرئت شروع داشته باشد و بازارش را واقعی بشناسد، نصف راه را رفته است؛ باقی اش فقط قدم برداشتن است.
